کجایی؟!!
شعرهایم را
کلمات عاشق درونش را
به میهمانی کوتاه خانه قلبت
وعده داده ام.
کجایی؟!!
شعرهایم را
کلمات عاشق درونش را
به میهمانی کوتاه خانه قلبت
وعده داده ام.

حال همه ما خوب است ... ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور
كه مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند ...
یادت بخير شادماني بي سبب!
کافیست تمام زندگی ات - یک نفر - باشد

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ؟
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد .
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگبارم را .

"یادش گرامی و راهش پررهرو باد "
همه به من میخندند
وقتی میگویم
منتظر معجزه ام
میخندند
وقتی اینطور یواشکی
پرده را کنار میزنم
و از پنجره به در نگاه میکنم
تا روزی که تو بیایی
و مهر سکوت بزنی به تمام تمسخرهایشان

دل کندن اگر حادثه ای آسان بود
فرهاد به جای بیستون دل میکند...

وقتی « تو » نیستی
دیگر نمی روم
سراغ هیچ یک از آرزوهایی خاک گرفته ام
جز آرزوی تکرار با تو بودن
اصلا تو که نباشی
دیگر چه فرق می کند
کلید را زیر گلدان بگذارم
یا ...
...الهی زبانم را به هدایت گویا ساز، تقوا را بر قلبم الهام کن و به پاکیزه ترین روش توفیق ده و مرا به کاری وادار کن که بیش از هر چیز به آن خشنودی...
... الهی مرا بر آئین خود دار تا بر آن بمیرم و زنده شوم...
(صحیفه سجادیه)
سلام
به دوستان گلم که گاهگاهی قدمی به چشممان می نهید
با تاخیر سال نوتون مبارک - امیدوارم سال خوبی داشته باشین

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت...
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند...
شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟
شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.